إِلَهِی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ...
جمعه 22 اردیبهشت 1396 02:06 ب.ظنویسنده :محمدرضا صفایی غریب کوچه ها ببین، به غربتیم نیک و بد کجای جاده ای مگر صدای ما نمی رسد دلی که زخم خورده از غریبه،
وَ مَا أُبَرِّیءُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّیَ
شنبه 23 اردیبهشت 1396 07:09 ب.ظنویسنده :محمدرضا صفایی گوش کن جانِ کلام است که ایجاز می کنیم اسرار کار خلوتیان باز می کنیم نازش کشیده ایم بسی کوه غم بدوش
یار پسندد مرا؟!
چهارشنبه 30 فروردین 1396 10:09 ب.ظنویسنده :محمدرضا صفایی صورت زیبای تو، سرخی سرخابِ ما نالۀ سردابِ تو، گوشِ به سیماب ما ما به هم آییم نه؟! منتظِر و منتظَر!!
ایرانِ آباد، ایرانِ آزاد
خیر الامور اوسطهااعتدال از واژۀ عدل و عدالت، حالتی بین افراط و تفریط از کم و کیف است. واژه ای که در قرآن به معانی مؤزون و مستحکم به کار گرفته شده است. اعتدال یعنی حد وسطِ شرایط و وضعیتهایی نابهنجار و فساد برانگیز، اعتدال یعنی گزینش طرق و اختیار سلوکی که مانع از افساد و اخلال و رافع مدارج تعالی
تکیه بر باد!؟
از غرب حذر کنی به شرقم مچزان پا تا به سرم زخمی تیر است و سنان هیهات من و پشت به دشمن، هرگز ذرات تنم ف
دشت لاله خیز
تکیه بر غیر مده تا که من ات وا ندهم غرب و شرقت بهل این فرجه به اعدا ندهم گر به تعزیز وطن کشته شوم باکی نیست دشت آلالۀ دلخون که به یغما ند
با من بیا...
پنجشنبه 17 فروردین 1396 06:57 ب.ظنویسنده :محمدرضا صفایی وه که چه گرم می شوم دم به دمم که می دمی لب به لبم نهاده بر سینه فشاری ام دمی حال منِ خراب را شمع که دید آب شد